الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
75
تفسير مجمع البيان (فارسى)
رساندهاند ( و باختلال حواس دچار گشتهاى ) وى گفت : من خدا را گواه ميگيرم و شما هم شاهد باشيد كه من از آنچه جز خدا ( مىپرستيد و ) شريك او قرار ميدهيد بيزارم ( 54 ) و ( با اينوضع ) هر نقشهاى دربارهء من ميخواهيد بكشيد و مهلتم ندهيد ( 55 ) كه من بخداى يگانه پروردگار خودم و پروردگار شما توكل ميكنم و هيچ جاندارى نيست جز آنكه اختيارش بدست خدا است و براستى كه پروردگار من بر طريقهء حق است ( و از روى عدالت رفتار مىكند ) ( 56 ) و اگر روى بگردانيد من آنچه را مأمور برسالت آن بودم بشما ابلاغ كردم و خداى من ( شما را نابود كرده و ) گروه ديگرى را جانشين شما خواهد كرد ، و شما ( با اين رفتارتان ) هيچگونه زيان و ضررى به خدا نميزنيد كه پروردگار من نگهبان هر چيز است ( 57 ) و چون فرمان ( به هلاكت قوم هود ) آمد هود را با كسانى كه به او ايمان آورده بودند برحمت خود نجات داديم و از عذاب سختى آنها را ايمن ساختيم ( 58 ) و اين ( قبيلهء ) عاد بودند كه آيههاى پروردگارشان را منكر شدند و فرستادگان خدا را نافرمانى كردند و از هر ستمگر پر عنادى فرمانبردارى كردند ( 59 ) اينان در پى نابوديشان لعنت اين دنيا و هم روز قيامت را بدنبال داشتند ، بدانيد كه ( قوم ) عاد بپروردگار خويش كافر شدند ، كه دورى ( از رحمت خدا ) بر آنها باد ( 60 ) . شرح لغات : فطر : به معناى قطعه شدن و جدا شدن است چنانچه برگ از درخت جدا شود . مدرار : - صيغهء مبالغه بر وزن معطار و مقدام است - و به معناى ريزان بسيار و پى در پى باندازهء احتياج نه زيادتر از آن كه موجب زيان و تباهى باشد . اعتراء : رسيدن . انظار : مهلت دادن به شخص در كارى براى سنجيدن و مطالعهء در آن . ناصية : دستههاى موى سر و يا موى جلوى آن . عنيد : سركش طاغى . تفسير : خداى سبحان بدنبال داستان نوح عليه السلام داستان هود را آورده و فرمود :